« يه خبر! | ص?حه اصلی | با قاعده یا بی قاعده مسئله این است. »

غم نامه

كاش اونطوري نمي ديدمت.

هميشه دلم مي خواد يه كم بهتر از اون چيزي كه راجع بهت ?كر مي كنم باشي.

هر بار كه مدت زيادي نبينمت ?كر مي كنم احتمالا مي تونه تا حالا معجزه اي شده باشه.

ولي ا?سوس . . . .

نوشته شده توسط milad در ساعت

نظرخواهی

هاااااااا ای که گ?تی با کی گ?تی؟؟؟؟

نویسنده: علیرضا در ساعت 7 خرداد 1385 0:23 قֽظֽ

سلام
خوب معلوومه دیگه . منو میگه !

اگه منظورت رو درست ?همیده باشم ...
این موضوع مدتی ?کر من روهم مشغول کرده بود.
بعضا وقتها آدم از یکی خوشش میاد. مدتی می گذره دوستی ادامه پیدا میکنه و در این مدت جز خوبی از طر? نمی بینی. حالا(مخصوصا در مواردی که کمتر با دوست جدیدت هستی) کم کم کم کم یه تصوری از اون تو ذهن آدم شکل می گیره که انگار اون یه " انسان کامله " و شاید این باور آدم بشه . ولی مسلماً این طور نیست. بعد از مدتی یه ایرادی تو کارهای دوستت می بینی که با اون تصویر ذهنی منا?ات داره و چون تصورت از اون به طور ناخود آگاه یه انسان کامل بوده، وقتی یه ر?تار غلط ازش می بینی انگار یه شک بهت وارد میشه. و چون خیلی زیادی رو طر? حساب باز کرده بودی ممکنه آدم به اشتباه بی?ته و ?کر کنه که :" اااااااااااءءءءء بابا این عجب آدمیه " و خلاصه این میشه که دوستیشون کم رنگ میشه. اون هم سر یه تصور ذهنی یا اسطوره انگار غلط. در صورتی که شاید اون شخص میتونسته یکی از بهترین دوستای زندگیت باشه.
قصه ما به سر رسید ___ کلاغه به خوونش نرسید

نویسنده: هنوز ناشناس در ساعت 7 خرداد 1385 10:27 قֽظֽ

من این معما ها را دوست ندارم!

نویسنده: حسین در ساعت 7 خرداد 1385 6:03 بֽظֽ

خدمت دوست هموز ناشناس: درست ?همیدی. احتمالا منظور من از این نوشته ها خود تو بودی.

نویسنده: میلاد در ساعت 7 خرداد 1385 8:01 بֽظֽ

أ أ أ ا ا ا ء ء ء لو ر?تم !

نویسنده: هنوز ناشناس در ساعت 7 خرداد 1385 8:58 بֽظֽ

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش

میتوانید از تگ های HTML است?اده کنید.