« اردیبهشت 1385 | ص?حه اصلی

جمعه ۱۹ خردادماه ۸۵

از مها رت های گفتگو 3

سکوت در جریان گ�?تگو موضوعی طبیعی است و معانی بسیاری دارد. برای برقراری ارتباط لزوما کلمات نیستند که باید رد و بدل شوند و این سکوت است که گاهی به اشخاص امکان می دهد تا محیط خود و طر�? مقابلشان را تجربه کنند. سکوت میتواند زمانی برای استراحت و یا اندیشیدن به موضوعات مورد بحث باشد.

اما اگر سکوت بیش از آنکه گه گاهی باشد، تبدیل به یک قاعده کلی گردد می تواند وسیله ای باشد تا اشخاص از طرح موضوعات مورد علاقه خود حذر کنند.

اگر احساس می کنید مخاطب شما برای اینکه لب به سخن باز کند به تشویق نیاز دارد می توانید به او بگویید:

"چرا امشب ساکتی؟ از چیزی ناراحتی؟" یا " به نظر میاد که می خوای چیزی بگی!"

نوشته شده توسط milad در ساعت ۱۲:۰۳ | نظرخواهی (2)

پنجشنبه ۱۸ خردادماه ۸۵

مهمه يا نه؟ وچقدر؟

به نظر شما اگه يه عقرب تو چاله ا?تاده و داره دست و پا مي زنه بايد بهش كمك كرد يا نه؟

من اين قضيه رو تو يه داستان كوتاه خوندم كه يه مردي عقربي رو در چنين حالي مي بينه.  با اينكه عقربه دستش رو نيش مي زده باز هم سعي مي كنه كه عقرب رو نجات بده. استدلالش هم اينه كه اون طبيعتش نيش زدنه و من طبيعتم عشق ورزيدن. پس اگه اون بر اساس طبيعتش ر?تار مي كنه چرا من نكنم؟؟!!! البته اين واضحه كه اون مرد با ?رض اينكه با نيش عقرب نمي ميره و ?قط احساس درد مي كنه اين تصميم رو گر?ته.

دلم مي خواد نظر شما دوستان رو هم در اين مورد بدونم كه اگه بخواين به يه دوستتون كمك كنين، برخورد طر? براتون مهمه يا نه؟ و چقدر؟

نوشته شده توسط milad در ساعت ۱۵:۰۳ | نظرخواهی (2)

سه شنبه ۱۶ خردادماه ۸۵

آن سفر کده که صد قافله دل همره اوست، هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

دوستان بالاخره دوست خوب مون حسین علیزاده هم با اسم سنگ به جمع م�?لاگیون پیوست.

از شروع کارش خیلی خوشحالم و به هش تبریک می گم.

لینکشم این بغل اضا�?ه شده.

نوشته شده توسط milad در ساعت ۲۳:۰۳ | نظرخواهی (3)

امتحان کن.

آدم از همان راهی که عادتهای ناسالم می یابد عادتهای سالم پیدا می کند. امتحان کن!
وین دایر

نوشته شده توسط milad در ساعت ۱۹:۰۳ | نظرخواهی (0)

دوشنبه ۱۵ خردادماه ۸۵

غرور

تو از من چه مي خواهي؟!!

دلم را به تو سپردم و تو آن را در كلكسيون قلب هاي پريشانت قرار دادي.

�?كرم را به تو سپردم و تو آن را جولانگاه بازي هاي بچه گانه ات نمودي.

ديگر چه مي خواهي؟ غرورم را؟

كه خردش كنم و همانند شن هاي ساحل به زير پايت بريزم و تو با بي رحمي بر آن قدم برداري و سرزمين وجودم را گام به گام به تسخير خود در آوري؟

نه!!

من چنين نمي كنم. اين بار از من كاري خواسته اي كه از توانم خارج است.

نه اينكه گمان كني آنقدر خاطرت برايم عزيز نيست كه پا بر خود بگذارم! كه دقيقا خلا�? اين است!!

مي ترسم خرده هاي غرورم كه به پايت ريخته شود، مانند خاري پوستت را بخلد و جان شيرينت را بيازارد. پس از من نخواه كه موجبات آزارت را �?راهم كنم اي ستاره شب هاي سردم.

نوشته شده توسط milad در ساعت ۱۱:۰۳ | نظرخواهی (3)

یکشنبه ۱۴ خردادماه ۸۵

اسير

چه اسارت بي ا?تخاري است در بند حر? اين و آن بودن.

و چه سرا?كنده تر، بند بان اين قا?له.

نوشته شده توسط milad در ساعت ۲۰:۰۳ | نظرخواهی (4)

یکشنبه ۰۷ خردادماه ۸۵

با قاعده یا بی قاعده مسئله این است.

اغلب ا?رادی که تو ر?تارشون قاعده خاصی دیده نمی شه مو?ق تر از با قاعده ها هستن. معمولا نمی شه عکس العمل این جور ا?راد رو در قبال حوادث پیش بینی کرد. اگر یه آدم عاقل عادت به بی قاعدگی ر?تاری داشته باشه، می شه مطمئن بود که ?ارغ از گذشته خودش، همیشه عاقلانه ترین ر?تار ازش سر می زنه(البته عکسش بیشتر ات?اق می ا?ته). ولی یه آدم با قاعده همیشه کاراش شبیه کارای قبلش هست.

تو هم بی قاعده بودی. اونم از اون بی قاعده هایی که همیشه عملی بهتر از آنچه در گذشته انجام داده ازش سر می زنه و همین باعث ت?اوت مثبتت با بقیه بود. ولی حالا کاملا قاعده مند شدی با یه قاعده مزخر? و حال به هم زن!!!

نوشته شده توسط milad در ساعت ۱۹:۰۳ | نظرخواهی (0)

شنبه ۰۶ خردادماه ۸۵

غم نامه

كاش اونطوري نمي ديدمت.

هميشه دلم مي خواد يه كم بهتر از اون چيزي كه راجع بهت ?كر مي كنم باشي.

هر بار كه مدت زيادي نبينمت ?كر مي كنم احتمالا مي تونه تا حالا معجزه اي شده باشه.

ولي ا?سوس . . . .

نوشته شده توسط milad در ساعت ۲۲:۰۳ | نظرخواهی (5)

سه شنبه ۰۲ خردادماه ۸۵

يه خبر!

يه سري به نوشته هاي آقاي زرين بزنيد. (البته بيشتر به م?يديا پيشنهاد ميشه)

راستي آقا بهيزاد هم مطلب جديد نوشتن.

نوشته شده توسط milad در ساعت ۲۲:۰۳ | نظرخواهی (0)